سيد محمد باقر برقعى

276

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

بر تورى شب * تا به اقبال بلند تازه‌عروس پا نهد در حرم حجله‌ى روز * روز و شب گرچه بهم نتوان ديد من و تو : * بسته به هم چون شب و روز * در كنار هم و از هم دور اين همه ، با تو در آفاق خيال * زيستم باز ز هم مهجوريم من به فرياد تو را مىخوانم * آمدم ، آمدم اى معدن جود مىرسد بانگ كه : * آمد ، آمد گوش من اين سخن كوه شنود * يك‌لحظه تا ابديت يك ستاره : * به دور دست زمان در محاق * افول افتاده‌ست مىرسد نور آن : * ز بعد قرون بازگوئى بجاى ايستاده‌ست